داستان کلاغ مکار و بلدرچین خنگ
قصه هایی برای لیانا
داستان کلاغ مکار و بلدرچین خنگ
روزگاری در یک روز جشن مخصوص پادشاه پرندگان،تمام پرندگان به سفر کنار دریا رفتند.
در کنار بقیه پرندگان،یک کلاغ و یک بلدرچین هم بودند که دوستان قدیمی همدیگر بودند.در مسیر،این دو، گاوی را دیدند که دیگچه پر از شیر دلمه بسته ای روی سرش بود و در مسیر آنها حرکت می کرد.
کلاغ نابکار،بدلیل سرشت خود بدنبال او رفت و منقارش را در درون دیگچه قرار داد و شیر را خورد.
بعد از خوردن شیر،کلاغ ترسید و فورا از آنجا دور شد.بلدرچین تنبل گیر افتاد و به جرم خوردن شیرهای درون دیگچه کشته شد.
بلدرچین باید می دانست که خردمندترین چیز آن است که از همراهی با شر، باید خودداری نمود والا مواجه با مصیبت و بلا خواهیم شد.
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور ۱۳۹۶ ساعت 13:59 توسط غلامرضا طالبی
|