داستان ترور شکرالله خان شجاع نظام مرندی

(تاریخ مشروطیت)

بمناسبت سالروز ترور وی:

پس از تسخیرخانۀ میرزا حسن مجتهد - از طرفداران استبداد- توسط مجاهدان تبریز، مهر سیف السادات به دست مشروطه خواهان افتاد.

مشروطه خواهان مهر مذکور را نزد حیدر خان بردند. وي نیز با اطلاع از دوستی سیف السادات و شجاع نظام، اندیشه اي به ذهنش خطور کرد که با ساختن جعبه اي حاوي بمب و نوشتن نامه اي با مهر و امضاي سیف السادات نقشه خود را آغاز و عملی کند. حیدرخان برايآزمایشِ امکان ارسال نامه به شجاع نظام و جلب اعتماد وي، ابتدا در 27

رمضان 1326هـ. ق./ 23 اکتبر 1908 م. نامه اي توسط حسن نفیر قلی اوقلی (اوغلی)- ازمجاهدین تبریزي مهاجر قفقاز- با مهر سیف السادات به شجاع نظام پست کرد و در آن ضمن ارسال اندکی اشیاء قیمتی به وي وعده داد که جواهرات دیگر خود را با نامه وبستۀ پستی دیگري براي او ارسال خواهد کرد: «تصدقت شوم؛ اشرار در تبریز خیلی خرابی کرده اند. دار و ندار ما را از میان بردند. فعلاً این اشیائی که به دست آمده خدمت حضرتعالی و بعضی جواهرات دیگرم را در جایی زیر خاك کرده ام اگر توانستم درمی آورم و می فرستم که پیش سرکار بماند. در این ایام حضرت والا عین الدوله به شماکاغذ خواهد نوشت که شما از یک طرف و سایرین از طرف دیگر حمله بیاورید تا این که ما را از دست این اشرار خلاص کنید»

شجاع نظام در همان روز، جعبه اول و نامه ها را هم زمان دریافت کرد. حیدر خان بلافاصله روز 28 رمضان 1326 هـ. ق./ 1908 م. محمولۀ پستی حاوي مواد منفجره راکه به وسیله سیم و نخ بسته بود، همراه با نامه اي دیگر براي شجاع نظام تدارك دید وفرستاد، بدین مضمون که «امیدوارم کاغذ اول با بسته اي که فرستادم رسیده باشد ودستخط مبارك حضرت والا هم رسیده و به زودي حرکت خواهید کرد و ما را از دست

اشرار خلاص خواهید کرد. جواهراتی که در کاغذ اول عرض کردم به ترتیب به دست آورده و می فرستم. البته به طور امانت لطفاً نگاه خواهید داشت. در این  جعبه یک انگشتریاقوتی است که براي تبریک عروسی نورچشمی موسی الرضا خان فرستادم به ایشان بدهید».

حاجی میرزا محمود خان رئیس پست مرند که با شجاع نظام روابط خویشی داشت، همان روزعازم خانۀ او شد و جعبه و نامه را نزد وي برد. وزن جعبه 670 مثقال بود. افراد دیگري چون علیخان هوجقانی، بارون جبرئیل، یعقوب ارمنی و شجاع لشکر- پسر بزرگ شجاع نظام- در زمان حادثه در کنار شجاع نظام حضور داشتند. میرزا محمود خان جعبه ونامه را بلافاصله به شجاع نظام داد. وي به توصیۀ اطرافیان، خودش جعبه را باز نکرد وبه پسرش شجاع لشکر داد تا آن را باز کند. شجاع لشکر در ابتدا مردد بود، ولی به دلیل تمسخر پدر که او را به بزدلی متهم می ساخت، مجبور شد جعبه را باز کند. به محض بازشدن جعبه، انفجار مهیبی رخ داد و شجاع نظام و پسرش شجاع لشکر کشته شدند.علیخان هوجقانی نیز زخمی شد ولی بعد از یک روز مرد (روزنامه انجمن، سال 3 ،4شوال 1326 هـ. ق)