طناب فیل
طناب فیل

مردی از یک اردوگاهی که تعدادی زیادی فیل هم در آن وجود داشت،عبور می کرد.اولین چیزی که به نظرش عجیب آمد ،این بود که فیلها در قفس نبودند و حتی پاهایشان هم به زنجیر بسته نبود.
تنها چیزی که آنها را از فرار و خروج از اردوگاه مانع می شود ،یک طناب کوتاهی بود که به یکی از پاهایشان بسته شده بود.
وقتی که مرد به فیلها خیره شد بیشتر از پیش متعجب شده بود که واقعا چرا فیل ها از اردوگاه فرار نمی کنند،زیرا طناب به یک پایشان بسته بود و آنهم یک طناب کوتاه و ضعیف بود و در مقابل قدرت زیاد یک فیل ،هیچ نبود.
او کنجکاو شده بود و می خواست علت چنین امری را دریابد.مرد نزد آموزش دهنده فیل ها رفت و از او پرسید که چرا فیل ها در آنجا ایستاده اند و تلاشی برای فرار نمی کنند.
آموزش دهنده فیل ها گفت:
وقتی فیل ها خیلی جوان و کوچکتر از حالا بودند،ما این طنابها را به پایشان بستیم تا آنها را کنترل کنیم.در آن سن،چنین طنابی برای کنترل آنها مناسب بود.وقتی آنها بزرگ شدند،دیگر شرایط را باور کرده بودند که نمی توانند فرار کنند.در نتیجه هیچوقت تلاشی برای فرار بعمل نمی آورند. آنها در طی سالها باور کرده اند که از این اردوگاه نمی توانند فرار کنند و این فکر در جان و مغزشان جا افتاده است که فرار غیرممکن است،هرچند ، طنابی که به پایشان بسته شده ،نازک و ضعیف است.