زمین خانه ما

هتک ناموس اروپا(یکی از اساطیر یونانی)

(افسانه های یونانی در مورد درختان)

درخت چنار در افسانه ربودن اروپا توسط زئوس مطرح است.

در یک روز عالی،شاهدخت اروپا،دختر شاه فونیکا در ساحل با دوستانش در حال بازی بود که احتمالا جایی در سواحل لبنان بوده است.در این وضعیت، زئوس شاه خدایان یونان،او را دید و بلافاصله عاشقش شد.

زئوس تغییر قیافه داد و به صورت گاو نری درآمد و به سمت جایی که دخترها بازی می کردند رفت.دخترها با دیدن این موجود زیبا،به سمتش رفتند تا او را لمس کنند و ناز و نوازشش کنند.اروپا که از دوستانش شجاع تر بود،بر پشت او نشست و زئوس؛همان گاو نر،به سمت ساحل یونان شروع به دویدن کرد و به طرف جزیره کرت رفت.

به محض رسیدن به جزیره کرت،زئوس رو به سمت گورتینا کرد و به سمت کناره های رودخانه لاتیوس رفت.زئوس آنجا را خوب می شناخت،زیرا خیلی از عشقبازی هایش را در آنجا انجام داده بود و می دانست که آنجا در زیر سایه خنک یک درخت چنار بزرگ، فرصت کافی برای اغوای اروپا را دارد.

وقتی که به زیر درخت چنار رسیدند،زئوس چهره واقعی اش را به اروپا نشان داد و کارش را با اروپا دنبال کرد.

بعد از این واقعه،اروپا و زئوس صاحب سه پسر به نام های مینوس،رادامنتیس و سارپندون شدند و هر سه آنها در عصر مفرغ در سه منطقه جزیره کرت،شاه آن منطقه شدند.

این افسانه ذکر می کند که از آن پس،این درخت چنار که زئوس در زیرسایه اش اروپا را اغوا کرده بود،دیگر برگهایش نمی ریخت و در فصل زمستان هم برگ داشت.

همچنین گفته می شود که در مزارع گورتین که گاو نر بعنوان هدیه از سوی پوسیدون(شاه آتن) به مینوس(پسر زئوس) داده شده بود،آن گاو به ملکه پاسیفائه جفتک پرانی کرد ودر نتیجه مینوتور بوجود آمد که بدنش انسان و سرش گاو است که در لابرینت جزیره کرت زندانی شد.  

باور بر این است که درخت چنار گورتینا دارای خصوصیات جادویی بوده و برگهایش بتدریج و با تولد پسران زئوس و اروپا ریخته شده اند.