گل در افسانه ها و اساطیر یونان باستان- سنبل
زمین خانه ما
گل در افسانه ها و اساطیر یونان باستان
سنبل

(Hyacinth، جنسی کوچک از گیاهان گلدار خوشبو و پیازی از خانواده مارچوبگان و زیرخانواده نجم آبیان)
Hyacinth, Ὑάκινθος هایسنت یک شاهزاده اسپارتی بوده و ،با اعتماد از زیبایی زیادش ، عاشق آپلو؛خدای خورشید؛می شود،اما وی از سوی زیپیروس(باد غربی)هم مورد پسند بود. زیپیروس نسبت به آپلو حسادت می کرد ،زیرا معتقد بود آپلو او را خیلی منتظر می گذارد،و تا فرصتی بدست می آمد ، آپلو را از ادامه حرکت باز می داشت.
در یک بعد ازظهر،فرصتی بدست زیپیروس آمد. در آن روز آپلو و هایسنت ،داشتند تمرین پرتاب دیسک می کردند.
هایسنت ،با رجزخوانی و برای نشان دادن عشق اش به آپلو،به سمت دیسکی دوید که آپلو پرتاب کرده بود. زیپیروس،متوجه شانس اش شد و به شدت وزید و مسیر دیسک را کج کرد و دیسک به پیشانی هایسنت خورد و او را بر زمین انداخت.
آپلو بر جسد هایسنت گریه های زیادی کرد و در جایی که اشکهای آپلو فروریخته بود،گلهای خوشبوی سنبل(hyacinth) روییدند.