زمین خانه ما

گل در افسانه ها و اساطیر یونان باستان

نرگس

اسطوره یونانی در باره گل نرگس،یک افسانه اخطارآمیز در مورد عیوب انسان هاست.

Narcissus  (نارسیسس)جوان رعنایی بود که زیبایی اش مورد حسادت خدایان یونان شده بود و در همسایگی اش،همه دختران روستا در رویای خود او را می خواستند.

نارسیسس که برای دختران،هیچ وقتی نداشت و تمام وقتش را با خودش می گذراند و نسبت به همه و از جمله نسبت به حوری زیبای کوهستان به نام اکو Echo بی اعتنا بود.اکو خیلی عاشق نارسیسس بود.

اکو تمام تلاشش را می کرد تا توجه نارسیسس را به سمت خود جلب کند، اما توفیقی بدست نمی آورد. اکو یک روز،نارسیسس را در جنگل دید و توجهش را جلب کرد و فورا او را در بغل گرفت.

نارسیسس،خیلی تعجب کرد و فریاد زد: " به من دست نزن!مرگ بهتر از داشتن توست!"

اکو،خجالت زده و شرمنده،به سمت جنگل دوید و از آن زمان در جنگل پنهان شد،در غاری زندگی می کرد،بدنش از رنج غم،از بین رفت،استخوان هایش به صخره تبدیل شدند. چیزی از او ،بجز صدایش باقی نماند،او هر چیزی را که می شنید،تکرار می کرد. او همنام خودش شد،اکو.

وقتی که نیمیسس؛الهه انتقام،از رفتار زشت نارسیسس نسبت به اکو آگاه شد،مجازاتی را تعیین کرد.او نارسیسس را اغوا کرد و به سمت یک تالاب برد. نارسیسس در تالاب،بازتاب چهره خود را در آب دید و فورا ،دیوانه وار عاشق خودش شد.

نارسیسس،که بازتاب تصویرش را می دید،کنترلش را از دست داد و به سمت آن تصویر و به درون تالاب رفت و در آنجا غرق شد.

در جایی که نارسیسس به تصویر خودش در آب خیره شده بود،گلی رویید. آن گل ،گل نرگس بود که سمبل خودپسندی و داشتن قلبی سرد است.

امروزه،روانشناسان از کلمه نارسیسیست   narcissistبرای توصیف افرادی استفاده می کنند که فقط به خود می اندیشند.