فردوسی بخوانیم(11)

درستایش سلطان محمود

جهان آفرین تا جهان آفرید

چنو مرزبانی نیامد پدید

 

چو خورشید بر چرخ بنمود تاج

زمین شد به کردار تابنده عاج

 

چه گویم که خورشید تابان که بود

کزو در جهان روشنایی فزود

 

ابوالقاسم آن شاه پیروزبخت

نهاد از بر تاج خورشید تخت

 

زخاور بیاراست تا باختر

پدید آمد از فر او کان زر

 

مرا اختر خفته بیدار گشت

به مغز اندر اندیشه بسیار گشت

 

بدانستم آمد زمان سخن

کنون نو شود روزگار کهن