حتما این بیان سعدی را در دیباچه گلستان خوانده اید که می گوید: ....هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون برمی آید مفرح ذات‌پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمت شکری واجب.

دوستی که درگیر معالجه بیماران سیگاری است که اغلب آنها ریه خرابی دارند می گفت این بیان سعدی در مورد سیگاری ها بواسطه ریه آسیب دیده آنها، متفاوت شده است. در مورد آنها هر نفس که فرو می دهند، درد است و چون بازدم برمی آید، باز درد است و در هر نفس آنها دو درد است و بر هر درد باید آنها اندیشه کنند که چرا به این مکافات خود را دچار کردند.

یک شاعر انگلیسی هم در مورد هوای شهرها یک شعری سروده که به نظر می آید چیزی از حرف سعدی شنیده باشد و از آن بهره برده باشد.

او می نویسد ؛در شهرها ، آدم هر نفسی را که فرو می برد احساس می کند که چند لحظه قبل از او،ده‌ها نفر ، همان هوا را از ریه خود بیرون داده اند.

و روزی در کلاس درسی این مطلب را که گفتم دانشجویی با شیطنت گفت، استاد از ریه باشد خیلی ترس ندارد، از جای دیگر باشد خیلی حال بهم زن است.

و البته بکرات همه ما حجم انبوهی از دود کامیونها و اتوبوس های شرکت واحد را فرد برده ایم که انواع و اقسام گازهای آلوده در خود دارد.

هوای پاک هم آرزویی هست.