دزدی هم دزدی قدیم!
♟️دزدی هم دزدی قدیم!
🌾🌾🌾
این مطلبی که می خواهم بنویسم برداشت از یکی از مقالات دکتر باستانی پاریزی در مورد تلگراف است.البته خود داستان مربوط به سیم تلفن می شود.
بین سیرجان و رفسنجان یک خط تلفنی کشیده بوده اند که از روی پاریز می گذشته است. پایه های این سیم تلفن از درخت صنوبر بوده که از یکی از باغات پاریز گرفته بوده اند. در یک وقتی یک مامور سیم بان که کارش کنترل همین پایه ها و عدم قطعی خط بوده، مامور نابابی از کار درآمده . در تاریخ تلگراف مواردی از شکستن سیم های تلگراف وجود داشته و دولت هم برای شکستن عمدی آنها، جریمه تعیین کرده بوده است. البته شکستن سیم تلگراف بیشتر توسط شترها صورت می گرفته که گردن شان را که بواسطه داشتن انگل، می خاریده، به این تیرها می مالیده اند و تیر بدلیل پوسیدگی ناشی از باران، می شکسته است.
در مورد این مامور ناباب، داستان این است که گاها خودش، تیری را می شکسته، و دامداران یا کاروان دارانی را مقصر جلوه می داده، از آنها انعامی می گرفته، تا گزارش نکند و بعد از گرفتن انعام، شکسته شدن تیر را بدلیل باد یا پوسیدگی گزارش می کرده است.
یک وقتی یک کربلایی حاجی بوده که به او کلاجی می گفته اند و گله دار پر گوسفندی بوده است. روزی این مامور ناباب یکی از تیرها را می شکند و نزد این کلاجی می رود و می گوید شترت ، تیر تلفن را شکسته، انعامی بده، والا به تهران گزارش می کنم که هم باید پول تیر را بدهی و هم جریمه را. کلاجی به او می گوید آن تیر دور از راه شتررو است و هیچ شتری راهش را کج نمی کند تا به کنار تیر دور از راه برود. این مامور ناباب، برای اینکه حرفش را به کرسی بنشاند، شلوارش را درآورده و ماتحت خود را بر روی شن ها گذاشته و تا پای تیر ،با این کلک، یک رد پای شتر درست کرده است . از ملاحی انکار و از مامور ناباب اصرار،با این کلکی که مامور سوار کرده،این حرفهای کلاجی،به خرج مامور ناباب نمی رود و می گوید در موقعی که شتر تو این تیر را شکسته، ملکه انگلیس با فرمانروای هند مشغول صحبت مهمی بوده اند و الان موضوع از طریق آنها، به دولت ما گزارش شده.مامور ناباب یک من روغن زرد می گیرد تا سروته موضوع را هم بیاورد.
اما بعدا که کلاجی اندکی فکر می کند، متوجه می شود که رد شتر تا پای تیر هست، اما رد برگشت وجود ندارد و این مامور ناباب به این موضوع نیندیشیده که باید زحمت می کشید و یک راه برگشت هم با ماتحت خود درست می کرد.
بعدا او را به دلیل همین بدنامی ها، از کار عزل می کنند.