یک رباعی
♟️یک رباعی
انتساب بعضی اشعار به یک شاعر خاص به دلایلی ناشدنی است. از جمله اینکه در دیوان شاعر قدیمی تر نیامده و در دیوان شاعر همعصر او هست و یا چند سال بعد، آن شعر منتسب به دیگرانی هم شده است. و یا در دیوان شاعری آن را آورده اند، اما مثل جوجه اردک زشت(البته منظور همان سن کم او و نه دوران بلوغ جوجه اردک زشت که زیبا می شود)با سایر اشعار همخوانی ندارد. اینها را در شعر شاعران، شعر سرگردان می گویند و چون می خواهم یک رباعی این چنینی را بنویسم، به آنها رباعی سرگردان می گویند.
مثلا رباعی زیر را به افضل الدین، خواجه نصیر و عمر خیام نسبت داده می شود.
از عالم کفر تا به دین یک نفس است
وز منزل شک تا به یقین یک نفس است
این یک نفس عزیز را خوار مدار
چون حاصل عمر ما همین یک نفس است.
نظر شما چیست؟
من البته شعرشناس نیستم، اما در حد شعر خوانی گاه و بیگاهم،گمان می کنم نمی تواند از خیام باشد که اغلب افراد صاحب نظر، بر عکس نظر دارند و بیشتر آن را به خواجه نصیر یا خیام نسبت می دهند.