وصیت یک متوفی
♟وصیت یک متوفی
🌈🌈🌈
در فضای مجازی یک مطلبی را دیدم که مردی در بهبهان فوت کرده و در آگهی تسلیت او، نوشته اند که بنا به وصیت متوفی، مجلس ترحيم زنانه برقرار نخواهد شد.
و طبیعی است که هر کس چیزی بگوید و بنویسد. من هم در ذیل آن مطلب ، مطالبی به شرح زیر نوشتم. خالی از لطف نیست.
ممکن است زن هایی اذیت اش کرده باشند و یا یک آدم ضد زن بوده باشد و یا... .
یکی دو مورد می نویسم بی مناسبت نیست،ممکن است اندکی مایه تعجب م باشد:
_ادیب نیشابوری عادت داشته که در حجره اش که محل درس او بوده یک هندوانه بخرد و حین تدریس ، آن را می خورده است و البته مجرد هم بوده است." گویند به توصیه شاگردانش ، ضعیفه ای اختیار کرده و در همان روز اول دو هندوانه خریده. یکی برای خودش و یکی برای زنش.چون می خواسته دو هندوانه را بردارد موفق نشده و نهایتا با زحمت زیادی هندوانه ها را بر می دارد و به عوض اینکه به خانه بروند به مدرسه رفته و در مدرسه، کاغذ بخشیدن مدت آن زن را فرستاده و گفته که زنی که اینطور مایه زحمت است، طلاقش ، به. و در تمام عمر مجرد می ماند.
و یا مرحوم عصار که گفته است:
کسی که زن دارد مثل سگ زندگی می کند و مثل شاه می میرد و کسی که زن ندارد، مثل شاه زندگی می کند و مثل سگ می میرد.
و یا بر مقبره پوریای ولی در خیوه این شعر نوشته شده بوده است:
آیین مجردی نظر باختن است
دولت همه با مجردی ساختن است.
زن خواستن، ای جان برادر، خود را
سرزیر به چاه دوزخ انداختن است.
همانطور که در نگاه به سیاست، انواع گوناگونی از گرایشات سیاسی را شاهد هستیم ، در سایر رویکردهای رفتاری انسان ها هم می توان انواع گوناگونی از رفتار را انتظار داشت.
بخشی از این تفاوت ها ، ممکن است ناشی از گرایشات ژنی بوده باشد و یا نوع تربیت افراد و حتی باورهای دینی آنان.
مثلا مولانا محمد خوافی اصلا زن نگرفته و گفته است:
سلسله ولادت از آدم علیه السلام به این ضعیف رسیده، می خواهم که یک سر سلسله در دست حضرت آدم باشد و سر دیگر آن در دست این ضعیف.