♟دمی با خیام
🌈🌈🌈
چون چرخ به کام یک خردمند نگشت
خواهی تو فلک هفت شمر خواهی هشت

چون باید مُرد و آرزوها همه هَشت
چه مور خورد به گور و چه گرگ به دشت
خیام شاعر صلح است. خیام که می بیند چرخ، بر مدار نگاه و آرامش و رواداری خردمندان روزگار پیش نمی رود، و این برقابرق شمشیر است که مدار گردش روزگار را تعیین می کند؛ به خردمندان یادآور می شود که در گور و در مسیر زندگی ،ممکن است خوراک مور و گرگ شوی و چنین چیزهایی منتظر من و توست، پس تا زنده ای بر خردمند متفاوت اندیش با خودت، که تو اگر فلک را هفت و او هشت می انگارد، مدارا روا دار.
تو و او با آن باورهای متفاوت باید ، فلک را با همه آرزوهایی که دارید، وانهید و بروید.افسوسی که در این نگاه وجود دارد وصف ناشدنی است. او عاشق زندگی هست و می داند که یا بر صحنه دشت، گرگی خواهد دریدش و یا در گور خواهد پوسید.