♟واقعه ها و شعرها
🌈🌈🌈
این شعر سعدی را ببینید:
کاروانی شکر از مصر به شیراز آمد
اگر آن یار سفرکرده ی ما باز آید
گو تو بازآی که گر خون منت، در خورد است
پیشت آیم چو کبوتر که به پرواز آید.
در کتاب تاریخنامه هرات آمده است:
" وقتی کاروانی را که از مصر به چین می رفت از طریق بیابان، دزدان هراتی آن کاروان را در بیابان کرمان زدند و اموال را غارت کردند، سهم هر هراتی پنج خروار شکر و یک خروار قماش ابریشمی مصری و ششتری شده بود."
اول اینکه یا آن دزدان هراتی ، رفتاری رابین هود وار داشته اند و غنایم دزدی را بین تمام اهالی هرات تقسیم کرده اند و یا اینکه همه هراتی ها، در کاروان دزدان بوده اند و سهم بری کرده اند.
اما نمی دانیم آن شعر را سعدی در زمانی سروده که آن کاروان مصری به یغما رفته و یا روزی سروده که آن کاروان به شیراز رسیده، و احتمالا همین حدس آخر، می تواند درست تر باشد و بر آن اساس، سعدی،یارش را هم تشویق به آمدن کرده است والا اگر بحث غارت و چپاول بوده باشد که هیچ یاری، جرات آمدن ندارد!
بهر جهت شعر سعدی ، در خودش یک تاریخ را هم حمل می کند.