کوه اورس شاهرود

کوه اورس شاهرود   

                                                                                                                                    گفته می شود که عمر این درخت اورس و یک درخت اورس دیگر که در ده متری آن قرار دارد بیش از سه هزار سال است.این دو درخت در محلی که به نام کوه اورس مشهور شده قرار دارند. کوه اورس در ادامه آبشارهای ابرسج قرار دارد. شما با چهار ساعت کوهپیمایی به بالای قله اورس می رسید.در مسیر چندین آبشار زیبا قرار دارد.چند گوسفندسرا که در شاهرود به آن آرام می گویند هم جلب نظر می کند.اگر بپرسید که چرا در این محل فقط دو درخت اورس باقی مانده است،شاید دلیل آن این باشد که اهالی معتقد هستند این دو درخت نظریافته هستند و اگر کسی به آنها آسیب برساند،خود دچار آسیب و مصیبت خواهد شد.از زیر تنه یکی از این درختان،چشمه ای خارج می شود. آبی سرد که امکان ندارد در گرمای امرداد ماه،بتوانید بیش از چند دقیقه پایتان را در آب نگه دارید.

اورس(سرو کوهی)

درخت اورس که با نام های مختلفی در کشورمان از آن یاد می شود،درختی مقاوم از گونه های سرو است. درختی دیرزیست با قدمتی به بلندای تاریخ که در ارتفاعات بیش از 2500 متر می روید. جمعه 13 امرداد 1396 با جمعی از دوستان به کوهپیمایی در مسیر بالای آبشار تنگه داستان مجن رفتیم. از کنار چند آرام(گوسفندسرا)گذشتیم و البته واق واق سگهای چوپانان در همه جا بدرقه راهمان بود.

در کنار یک آرام توقفی کردیم.دو چوپان افغانستانی و دو چوپان دیگر که از دو گله گوسفند مراقبت می کردند،ما را مهمان چای چوپانی خود نمودند. دقایقی نزدشان نشستیم. گوسفندان زیر سایه دو اورس بزرگ استراحت می کردند. در بین این دو اورس،یک اورس بزرگتر بود که متاسفانه خشک شده بود. پرسیدم که چرا این اورس خشک شده است؟ درختان اورس بسیار مقاوم هستند و تعجب آور است که این اورس عظیم اینطور مظلومانه خشک شده باشد. یکی از چوپانان گفت:

این اورس، بزرگتر هم بود و براحتی یک گله گوسفند در زیر سایه اش جا می شد و استراحت می کرد.بعد از اینکه خشک شد،تعداد از شاخه هایش را افرادی که از اینجا می گذرند،شکسته و به مصرف درست کردن آتش رسانده اند.

پرسیدم: چرا خشک شد؟

و آن چوپان پاسخ داد:

چوپانان قبلی گفته اند،وقتی گله را زیر این درخت می آوردیم تا در گرمای ظهر تابستان استراحت کنند،چند تخته نمک سنگ در کنار تنه این اورس بزرگ گذاشته بودیم تا گوسفندان با لیس زدن نمک سنگ،نمک طعام خود را تامین کنند. چون تنه اورس دارای یک چاک و بریدگی بوده است،از این سوراخ به عنوان انباره نمک سنگ استفاده شده تا آب باران آن را نشوید. ولی به مرور نمک شسته شده توسط باران این اورس عظیم را خشکانده است.

ایکاش ادارات منابع طبیعی،محیط زیست و امور عشایری جهاد کشاورزی این همت را داشته باشند تا به چوپانان آموزش های لازم را ارائه دهند تا این چنین،با میراث طبیعی کشورمان رفتار نشود. آن چوپانان سایبان طبیعی گوسفندانشان را از دست داده بودند و از این بابت خیلی متاسف بودند. آنها و چوپانان قبلی اصلا قصد آزار رساندن به آن اورس را نداشته اند. اما ندانسته کاری کرده اند که اثرش قابل جبران نیست.

تا قبل از خشکاندن دیگر اورس ها و دیگر درختان ،درختچه ها و بوته های محیط زیست مان،با دادن آموزش های لازم به بهره برداران منابع طبیعی،گامی در جهت انجام درست وظایف مان برداریم. متاسفم که کارکنان این دستگاه ها را در اتاق های کارشان ،لمیده بر مبلمان می بینم. و محیط طبیعی، این چنین و با ناآگاهی ناشی از ندانستن های بی شمار بهره برداران،هر روز فقیر و فقیرتر می شود.

در پایان شما را میهمان این شعر نیما می کنم که در آن از سرو کوهی یادی کرده است:

تو را من چشم در راهم

 شباهنگامکه می گیرند در شاخ تلاجن  سایه ها رنگ سیاهی

وزان دلخستگانت راست اندهی فراهم

تو را من چشم در راهم.

شباهنگام ، در آن دم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام

گرم یادآوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم

تو را من چشم در راهم

تنگه تاریک

تنگه تاریک مجن

شهر مجن یک آبشار زیبا دارد که نامش تنگه داستان می باشد.در زیرپای این آبشار سدّ مخزنی مجن به ارتفاع 37 متر و با ظرفیّت 5 میلیون متر مکعب در حال ساخت است که آب این آبشار را در مواقع پربارش ،ذخیره خواهد کرد و در فصل تابستان که مصرف آب زیاد است از  ذخیره آب پشت سد استفاده خواهد شد.

آبشار تنگه داستان از کوهی به همین نام خارج می شود،هرچند که سرچشمه این آبشار بسیار دورتر است. در کنار کوه تنگه داستان یک کوه دیگر به نام تنگه اسمال قرار دارد.بقایای یک قلعه قدیمی بر روی کوه تنگه داستان قرار دارد که به کافر قلعه معروف است.

تنگه تاریک که مسیر کوهپیمایی ما بود،در واقع ما را به سرچشمه آبشار تنگه داستان می رساند. در مسیر زیبای دره،چند گوسفندسرا،که در شاهرود به آن آرام می گویند،وجود دارد.

اولین مطلبی که در مورد این گوسفندسراها به چشم می آید،وجود بیش از اندازه گوسفندان است که پاکوب آنها تمام مسیرها را به مالروهایی تبدیل کرده و امکان رشد هر علف و بوته ای را می گیرد.

مشاهده می شود که چوپانان  و شاید بعضی طبیعت گردان هم مبادرت به آتش زدن بعضی بوته ها کرده اند.

در انتهای مسیر و نزدیک تنگه تاریک،گوسفندسرایی وجود داشت و دو چوپان افغانستانی و دو چوپان ایرانی،مراقبت از دو گله گوسفند را بر عهده داشتند. نزدشان نشستیم و چای مهمانشان شدیم. زیر سایه دو درخت بزرگ اورس نشسته بودند. درخت سومی هم وجود داشت که بزرگتر بود و متاسفانه خشکیده بود. پرسیدم که درخت اورس بسیار مقاوم است .چرا این درخت خشکیده است؟

یکی از چوپانان گفت:

در تنه آن درخت تورفتگی بزرگی بوده است که چوپانان ،نمک سنگ را آنجا قرار می داده اند تا در موقع استراحت،گوسفندانشان،نمک ها را لیس بزنند و در مواقع بارندگی،نمک از شسته شدن محفوظ بماند. احتمالا با مرور زمان و شسته شدن این نمک ها،موجب شده که ریشه این درخت بزرگ آسیب ببیند و درخت خشک شود!!!!

ای کاش آموزش هایی از طریق امور عشایری جهاد کشاورزی، محیط زیست و اداره منابع طبیعی به این چوپانان داده شود تا حداقل آینده شغل خود را تخریب نکنند.

چند عکس از آنروز:

داستان مرد تنبلی که یک درخت انبه داشت

داستان هایی برای لیانا

داستان مرد تنبلی که یک درخت انبه داشت

روزگاری مرد تنبلی در دهکده ای زندگی می کرد.تنها منبع درآمدش ،درخت انبه ای بود که در حیاط پشت خانه اش کاشته شده بود.

روزی یک از اقوام به خانه آن مرد آمد. در موقع صبحانه، نهار و شام ، فقط انبه به او تعارف می شد. او از انبه ها خورد و به فکر نقشه ای افتاد.

موقع شب،وقتی که مرد تنبل در خواب بود،مهمانش به آرامی بلند شد،درخت انبه را برید و آن را دور انداخت. روز بعد، وقتی که مرد دید درختش بریده شده،خیلی گریه کرد.

بعد از چند سال،مجددا همان فرد به خانه مرد آمد. اکنون مرد کار می کرد و پیشرفت کرده بود. وضعیتش بهبود یافته بود.او از فامیلش بدلیل اینکه او را متوجه اشتباهش کرده بود،تشکر کرد.

دلایل مهم برای نکشیدن سیگار

دلایل مهم برای نکشیدن سیگار

متاسفانه امروزه برخی افراد به غلط سیگار کشیدن را نشانه بلوغ و یا حتی «کلاس» محسوب می کنند و با پک زدنهای آنچنانی،سعی در خودنمایی و فخر فروشی می نمایند.این در حالیست که عوارض و صدمات ناشی از سیگار تقریبا برای همه ما آشکار و معلوم است.

دلایل مهم برای ترک سیگار:

  • داشتن ظاهری آراسته تر با حذف لکه های روی انگشتان و دندان ها
  • حذف بوی بد دهان ناشی از کشیدن سیگار و تنفس راحت تر
  • حذف بوی سیگار از روی لباس،مو،و بدن و تمام وسایلی که با آنها سروکار دارید.
  • پیشگیری از پیدایش چین و چروک زود هنگام در پوست صورت
  • حذف مشکلات تنفسی از قبیل خس خس،سرفه،برونشیت مزمن و از همه مهمتر سرطان ریه
  • بازیافت دوباره حس بویایی و چشایی که بر اثر استعمال سیگار از حساسیت آن کاسته شده است.
  • احساس دوباره طعم واقعی غذا
  • احساس سرزندگی و شادابی دوباره در زندگی
  • افزایش قوای جسمانی
  • خواب بهتر و راحت تر
  • کاهش خطرات بیماریهای قلبی،نفخ،فشار خون بالا،تپش قلب،زخم معده،برگشت اسید معده
  • کاهش سرطان دهان و تعداد بیشماری از سرطانهای گوناگون
  • افزایش طول عمر
  • فراهم کردن یک محیط سالم و سلامت برای کودکان و تمامی افرادی که با آنها زندگی می کنیم.
  • حذف هزینه های خرید سیگار

چگونگی ایجاد یک ایده موفق کارآفرینی

چگونگی ایجاد یک ایده موفق کارآفرینی

من اغلب بینانگذاران کسب و کار را ملاقات می کنم که تعداد فراوانی ایده مشعشع برای محصولات جدید دارند. به نظر می رسد که آنها در هر روز از زندگی شان،مفاهیم جدیدی را توسعه می دهند. آنها هوشیارند،همواره در حال بررسی و تحقیق اند،حساس و در جستجوی( و اغلب پیدا می کنند )ایده های بزرگ بعدی می باشند. تلاشهای پایان ناپذیر آنها نشانه یک برنده است،برنده ای خارج از حد ممکن که با آن به پیش می روند.

از طرف دیگر،من به کارآفرینان باهوش و مشتاقی گوش داده ام که تا کنون یک ایده مناسب رشد و ترقی را بوجود نیاورده اند. این روح های بزرگ،درخشان و مشتاق هستند، اما به دلایل چندی،ایده های زیاد آنها فرار هستند.

در دایره دوستانم،من هر دو تیپ از این افراد را مشاهده کرده ام. یکی کارآفرین بالفطره ای است که شرکتهای متعددی را توسعه داده و اخیرا شرکت جدیدی را شروع به راه اندازی کرده است.

دیگری در رویای ایجاد محصول جدید بزرگی در امریکا تلاش می کند . گاه گاهی او از من درخواست شیوه و روشی را برای تولید یک ایده بزرگ نموده است . خوشحالم که فرآیند ایجاد یک ایده سطح کلاس جهانی را در شش گام ساده،با شما به اشتراک می گذارم:

  1. ایده های نامحدود

ایده های جالب توجه محصولات جدید در همه جا وجود دارند و مفاهیم بسیار زیادی وجود دارند که منتظر تجاری سازی،اقدام و ورود به بازار هستند.آنها وجود دارند بدین خاطر که بدیده شوند و بوسیله افرادی که در جستجویشان هستند،خریداری شوند.در حقیقت،ایده ها برای همه،در سطح جهان و در هر لحظه ، قابل دسترس هستند.

ایده ها می توانند ساده و کوچک باشند و یا بزرگ و پیچیده. علاقمندی به یک موضوع ممکن است از یک ایده متقاعدکننده تکوین یابد؛در زمان تفریح و موقعی که یک اسب را تیمار می کنیم. یک محصول جدید ممکن است ناشی از تفکر فردی باشد که فرصتی را در پس و پیش کردن یک مفهوم موجود می بیند که منجر به ایجاد یک زمینه جدید می شود.یا فردی که ممکن است در رویای ترکیب و مخلوط کردن دو سیستم مجزا بصورت یک زمینه بهم پیوسته جدید است.

نکته ویژه:

کارآفرینانی که ایجاد ایده های جدید؛ برایشان زحمت آور است، می توانند به دانشگاههایی که دارای واحدهای ادارای انتقال تکنولوژی هستند،مراجعه کنند.دانشگاه های تحقیقاتی دارای ثروتی از ایده  هستند که منتظر مراجعه افرادی هستند که می توانند محصولات را به بازار انتقال دهند.اگر یک کارآفرین ،ایده پژوهش شده ای را انتخاب کند؛در بازار دارای اعتبار خواهد شد و از دانشگاه گواهینامه دریافت خواهد کرد و اینها موجب می شود محصول وی تجاری شود.

  1. 2.                دانش

ایده های دانش محور،بطور معمول از طرق شناخته شده ای توسعه می یابند.بوجود آورندگان کسب و کار که ایده های جسورانه ای را تولید می کنند، دارای سطوح بالایی از دانش هستند که بوسیله مطالعه،آموزش و تجربه کسب کرده اند. بسیاری از دارندگان دانش،از آموزشهایی سود می بردند که در دوران اولیه تحصیل و تجارب شغلی قبلی عایدشان شده و زیربنای اساسی فهم آنها گردیده است.

ایده ها؛ بوسیله گوش دادن به نیازهای مشتریان و طرز نگاه آنها به مفاهیم جدید،داده های جمع آوری شده از محصولات تولید و فروخته شده؛ تحقیقات بازاریابی سریع و بموقع،نتایج بدست آمده از برنامه های راهنما و بوسیله مشاهده رویه های ایجاد شده، بوجود می آیند. مثلا ممکن است کارمندی،قادر باشد فرصتی را برای ایجاد یک کسب و کار جدید بوسیله اتوماتیک کردن رویه های کسب و کار کاربر و هزینه بر،بوسیله کاربرد نرم افزاری که تمام صنعت ممکن است آن را بخرد؛ مشاهده کند.

  1. 3.                نقاط اتصال

به عقیده من،نبوغ یا تولید ایده،تجلی نتایجی است که استعداد و توانایی فکری یک فرد را در برقراری ارتباط مابین دو یا چند چیز مختلف اما وابسته (به لحاظ واقعی) را می نمایاند.هنگامی که آنها با هم ملحق می شوند،نمای روشنی را از چیزی نو بوجود می آورند که هیچوقت قبل از آن دیده نشده ، توسعه و یا تجاری سازی نشده است.مثلا،60-70 سال قبل،اچ. تریسی هال(H. Tracy Hall) که یک محقق شیمی و استاد دانشگاه بود،الماس دست ساز بشر را اختراع و تجاری سازی نمود. ایده او موجب شده که حقایق زیادی را مورد ملاحظه قرار دهد

داستانی در مورد اعتماد به نفس

داستانی در مورد اعتماد به نفس

مرد کاسبی وجود داشت که غرق در بدهی شده بود و راهی برای خروج از آن مشاهده نمی کرد.

بستانکاران برای دریافت طلب شان،فشار می آوردند.تامین کنندگان کالا،درخواست پرداخت داشتند. روزی او روی صندلی پارک نشسته بود،سرش را در بین دستها گرفته و در مورد هر آنچه که می توانست شرکتش را از ورشکستگی نجات دهد،می اندیشید.

ناگهان پیرمردی در مقابلش ایستاد و گفت: "من می توانم چیزی را که تو را آزار می دهد،مشاهده کنم."

و بعد از شنیدن پریشان حالی های مرد کاسب ،پیرمرد گفت: "من می توانم به تو کمک کنم."

پیرمرد نام مرد کاسب را از او پرسید،یک چک از جیبش بیرون آورد،چیزهایی را روی چک نوشت،آن را امضا کرد و چک را به آن مرد داد و گفت: "این چک را بگیر. درست یک سال دیگر،مرا در همین جا ببین،و اون موقع خواهی توانست قرضت را به من پس بدهی."

سپس برگشت و با همان سرعتی که پیدا شده بود،ناپدید شد.

مرد کاسب در دستش چکی می دید که روی آن 500.000 دلار نوشته شده بود و توسط جان د. راکفلر(یکی از بزرگترین ثروتمندان دنیا) امضا شده بود.

" من در یک لحظه نمی توانم دلواپسی خودم را در مورد پول از بین ببرم!" مرد کاسب این را فهمید. اما در عوض او تصمیم گرفت که چک نقد نشده را برای اطمینان خاطر خود نگه دارد.اما آن پشتوانه ،به او نیرویی را بخشید که احساس کرد می تواند به شیوه ای کار کند که بتواند کسب و کارش را نجات دهد.

با تجدید نیروی خوش بینی، او مذاکرات بهتری را در مورد معاملات و بدهی هایش انجام داد و دوره بازپرداخت بدهی هایش را طولانی تر کرد.او چندین معامله بزرگ انجام داد و در طی چند ماه،بدهی هایش را پرداخت نمود. او دیگر بدهی نداشت و شروع به پس انداز پول هایش کرد.

درست بعد از یک سال،او به پارک و نزد همان صندلی برگشت،در حالی که چک را نقد نکرده بود. در زمان مقرر ،پیرمرد هم پیدایش شد. مرد کاسب داستان کسب و کارش را برای پیرمرد تعریف کرد و درست در موقعی که مرد کاسب می خواست چک نقد نشده را به پیرمرد پس دهد،پرستاری با سرعت به سمت شان دوید،پیرمرد را گرفت.

پرستار رو به مرد کاسب کرد و با گریه گفت: " ببخشید،خیلی متاسفم،امیدوارم شما را به دردسر نینداخته باشد. او مرتبا از آسایشگاه فرار می کند و به مردم می گوید که راکفلر است." پرستار،پیرمرد را به سمت آسایشگاه هدایت کرد.

مرد کاسب ،مدتی در کنار صندلی ایستاد. او گیج و حیران شده بود.سالیان طولانی گذشتند و او معامله و کسب و کار انجام داد؛خرید و فروش کرد، قانع شده بود که نیم میلیون دلار پشتوانه دارد. او متوجه شد که آن پول نبوده است، که او را به زندگی برگردانده است.آنچه او را به زندگی و کسب و کارش برگردانده، اعتماد به نفس بازیافته اش بوده است که آن را،آن پیرمرد بیمار به او برگردانده شده است.

هنر رهبری

هنر رهبری

(برگرفته از کتاب The Art of Leading نوشته Guy Kawasaki)

بعضی از کارآفرینان مشتاق اکنون برای کمپانیهای بزرگ کار می کنند.مشابه کارآفرینان مستقل، آنها آرزوی تولید محصولات نوآورانه را دارند. همچنین آنها باید نمونه اولیه، وضعیت، استقرار، خود راه اندازی، استخدام،سرمایه، شرکا، فروش و حمایت را انجام دهند.هدف از این مبحث این است که توضیح دهیم ،که وقتی که توسط یک کمپانی بزرگ استخدام می شوید، چگونه باید عمل کنید.

از روی طعنه،بسیاری از کارآفرینان به کارکنان کمپانیهای بزرگ رشک می برند- آنها فکر می کنند که این جویندگان خوشبخت دارای منابع مالی هنگفت، قدرت فروش بالا، آزمایشگاههای پر از تجهیزات، کارخانجات استاندارد، برندهای تصدیق شده،مزایای پزشکی و داندانپزشکی در اختیار دارند. برای کسی که آرزوی پیشرفت دارد،و می خواهد محصول جدیدی را با چنین شالوده لوکسی اختراع کند،چطور باید عمل کند؟

دوباره نگاه کنید. ایجاد یک محصول جدید در درون چنین جانوری،ساده نیست،فقط مشکل است.

در ذیل برای کارآفرینان داخلی(سازمانی)،لیستی از موارد را پیشنهاد می کنیم:

  • شرکت را در اولویت قرار دهید.

کارآفرینی سازمانی اصلی ،اگر که انحصاری نباشد،انگیزش برای اصلاح و بهبود شرکتی که آن را بکار می گیرد،وجود داشته باشد. کارآفرینی سازمانی در مورد ربایش توجه،ساخت یک امپراتوری،یا برقراری راهی برای پرتاب از درون شرکت نیست.وقتی که دارای ایده خوبی برای یک محصول هستید،این امر گروه زیادی از کارکنان شما را از پایین به بالا جذب خواهد کرد.آنها تمایل دارند که اگر شما آن را انجام دهید،- اما نه برای سود شخصی تان- حمایت تان کنند.

  • ·        کشتن گاو شیرده(کسب و کار پرسود)

با بیان تام و تمام اوضاع شرکت،دشمن سازی نکنید،اما اجازه نامه های شما که محصولی را ایجاد می کند،ممکن است محصول موجود را از بین ببرد.مثلا مکینتاش،اپل 2 را از بین برد.آیا برای اپل بهتر نبود که یک رقیب ،مکینتاش را بوجود می آورد؟ یا اصلا مکینتاش را بوجود نمی آورد و همان راه را ادامه می داد؟

  • ·        در زیر رادار بمانید.

دو نفر در زیر گاراژ باید تلاش کنند که تا جایی که می توانند جلب توجه کنند.آگاهی از تلاش های آنان ،کار پول درآوردن،ایجاد مشارکت، دسترسی به فروش و استخدام کارکنان را ساده تر می کند.اگر چه ،عکس این قضیه هم در مورد کارآفرینان سازمانی صحت دارد. شما به مدیریتی نیاز دارید که شما را تا زمانی که پروژه شما به رسمیت شناخته نشده یا بقیه شرکت شناختی در مورد لازم بودن آن ندارند؛ آزاد بگذارد.

  • ·        پدرخوانده ای بیابید.

در شرکت های بسیاری،پدر خوانده هایی وجود دارد.اینها افرادی هستند که دیون خود را پرداخت می کنند و از هرگونه سیاست بازی روزمره ای بری هستند.آنها نسبتا لمس ناپذیرند و مورد توجه و احترام مدیریت ارشد هستند.کارآفرینان داخلی باید چنین پدرخوانده هایی را برای حمایت از پروژه های خود از قبیل توصیه،بینش بازاریابی و فنی، و در صورت نیاز؛محافظت و دفاع؛ بیابند.

  • ·        ساختمان جداگانه ای بگیرید.

کارآفرین سازمانی که در درون جریان اصلی یک شرکت بزرگ مستقر شده است،به وسیله هزاران سوال از جانب مدیران بخش های مختلف که این پروژه خوب نیست،از بین خواهد رفت.بر اساس گفته پیتر دراکر؛" یک پروژه جدید در کنار یک کسب و کار بزرگ و در حال پیشرفت،همواره خیلی ریز دیده می شود واین خیلی مایوس کننده است."

  • به فرد امیدوار،امید بدهید.

در درون هر سازمان بدبین،کسی که فکر می کند"این شرکت خیلی بزرگ است و برای نوآوری کند می باشد"یک ایده آلیست است که ممکن است دوست داشته باشد این امر اتفاق بیفتد.افراد خوب در شرکت های بزرگ،از نادیده گرفته شدن،فراموش شدن،اهانت دیدن و وادار به مطیع شدن ،خسته و دلزده می شوند.آنها ممکن است لگد مال شوند،اما نمی میرند.وقتی که به آنها نشان دهید که در مرکز یک وضعیت خاص گیر کرده اید،شما حمایت و پشتیبانی آنها را دریافت خواهید کرد. در نتیجه،هدف شما این افراد را به جای  اینکه منتظر مشاهده نوآوری بمانند،به سمت کمک به ایجاد نوآوری سوق خواهد داد.

  • ·        پیش بینی و سپس جهش

دگردیسی ها در یک شرکت برای کارآفرینان سازمانی چیز خوبی است.هین دگردیسی ها ،چه به واسطه عوامل بیرونی مانند تغییر در محیط بازار باشد و یا عوامل داخلی مانند یک مدیر عامل جدید،انتقال های زمین ساختی می تواند فرصت هایی را برای تلاش های شما ایجاد کند. کارآفرینان سازمانی کارآمد ،این انتقال ها را پیش بینی می کنند و آماده پرده برداری از محصولات جدید هستند و وقتی که این اتفاق ها می افتد که: " ببینید ما روی چه چیزی کار می کردیم." هستند.با بیان اینکه " بله من تغییرات را می بینم.اگر به من و گروه تحلیل گر،شش ماه اجازه دهید،من می توانم یک محصول استراتژیک جدید را معرفی کنم."

  • ·        آنچه را که وجود دارد،تدریجا توسعه دهید.

جنبه نامطبوع تلاش برای نوآوری در درون یک شرکت بزرگ،واضح و مستند است،اما مزیت هایی هم وجود دارد. در استفاده از شالوده و زیرساخت موجود برای ایجاد نوآوری آسانتر،مردد نباشید.شما تنها دروگر منابع نیستید،اما با دیگر کارکنان دوستی برقرار کنید،تا آنها جزئی از تیم شما باشند.

  • ·        داده ها را سهیم شوید و جمع آوری کنید.

روزی فراخواهد رسید که یک مته به خشخاش گذار یا یک حقوق دان بیاید و از شما در مورد دلایل پروژه ها،سوالاتی بپرسد.اگر خوش شانس باشید،این امر دیرتر خواهد افتاد،اما اتفاق خواهد افتاد.برای چنان روزی با اقدامات ذیل آماده باشید:

1)داده های مربوط به هزینه کرد را جمع آوری کنید و اینکه با آنها چه اقداماتی انجام داده اید.

2)این اطلاعات را با دیگران به اشتراک بگذارید.در شرکت های بزرگ، داده ها ،پادزهرها را منکوب می کند،اما ممکن است بدست آوردن یکباره داده ها در موقعی که پادزهرها نمایان می شوند،خیلی تاخیر داشته باشد.

  • ·        اجازه دهید تا معاون مدیر شما را مال خود کند.

آیا فکر می کنید که اولین گام تان باید این باشد که معاون مدیر،پروژه شما را تایید کند؟این طور نیست.این یکی از گام های آخر است.یک معاون مدیر ،ایده شما را مال خود خواهد کرد و از آن حمایت بیشتری به عمل خواهد آورد،اگر که او آن را کشف کرده باشد و بعد شما را به سمت اجرای آن هدایت کرده باشد.

  • ·        بعد از انجام،رهایش کنید.

زیبایی کارآفرینی سازمانی این است که می تواند محصولات جدیدی را در زمان کوتاهتری نسبت به جریان اصلی مهندسی توسعه دهد.متاسفانه،به هم پیوستگی که گروه کارآفرین را آنقدر کارآمد می کند ،اگر که گروه جدا و دور از جریان اصلی باقی بماند،می تواند منجر به سقوط آن شود .