چند نکته جالب در مورد هندوستان

چند نکته جالب در مورد هندوستان

  1. 1.             جامعه شبانی هند شدیدا وابسته به تولید لبنیات است و هند بزرگترین تولید کننده شیر در دنیاست.
  2. 2.             هند دارای سومین شبکه بزرگ،راه در دنیاست.همچنین دومین شبکه بزرگ، راه آهن جهان که دارای 16 میلیون(بزرگترین در جهان)نیروی کار است را دارا می باشد.
  3. 3.             راضیه سلطان(1205-1240)اولین رهبر زن در هند بوده است.
  4. 4.             پوشیدن لباس سفید (نه سیاه)،در هند برای مراسم عزاداری مرسوم است.زنان بیوه،اغلب لباس سفید می پوشند که متفاوت از پوشش لباسهای رنگارنگ عروسی یا دختران می باشد.
  5. 5.             تمام کشور هند،دارای فقط یک منطقه زمانی است.
  6. 6.             در روز استقلال هند(15 اوت 1947) کشور هندوستان به دو کشور هند و پاکستان تقسیم شد. این جدا شدن،موجب جابجایی 1.27 میلیون نفر شد و موجب مرگ صدها هزار نفر تا میلیون نفر گردید.
  7. 7.             تاج محل بوسیله امپراتور مغول شاه جهان محل(1592-1666)و برای همسر عزیزش ممتاز محل(1593-1631)ساخته شد.این بنای زیبا در مدت 22 سال ساخته شد و 22000 کارگر برای ساختش کار کردند.

چند نکته جالب

چند نکته جالب

  1. 1.             اگر بین اتمهای کره زمین هیچ فضایی وجود نداشته باشد،کره زمین به اندازه یک توپ بیسبال خواهد بود.
  2. 2.             اگر همه مورچه های موجود در کره زمین را روی هم قرار دهیم و تمام آدم های کره زمین را روی هم کپه کنیم،کپه مورچه ها بزرگتر خواهد بود.
  3. 3.             پنگوئن ها برای پیشنهاد ازدواج یک سنگریزه به معشوق خود می دهند.
  4. 4.             پروانه ها،هم جنس خوار هستند.
  5. 5.             گونه ای از توتیا(ستاره دریایی) وجود دارد که فناناپذیر است.

حقیقت

درون ما

داستان هایی برای لیانا:  سیب زمینی،تخم مرغ و قهوه

داستان هایی برای لیانا:

سیب زمینی،تخم مرغ و قهوه

روزی دختری به پدرش شکایت می کرد که خیلی بدبخت است و نمی داند که چرا چنین اتفاقی برایش افتاده است.او از دعوا کردن و کشمکش همه روزه،خسته شده بود.به نظر می رسید که اگر یک مشکلش حل شود،مشکل دیگری بلافاصله برایش پیدا می شود.

پدرش،که یک آشپز بود،او را به آشپزخانه برد.او سه ظرف را پر از آب کرد و آنها را روی اجاق گذاشت و آتش زیادی در زیرشان روشن کرد.بلافاصله هر سه دیگچه شروع به جوشیدن کردند. او در یکی از ظرفها ،سیب زمینی گذاشت،در ظرف دیگر تخم مرغ و در ظرف سوم،دانه های قهوه قرار داد.

بدون هیچ صحبتی با دخترش، او اجازه داد تا این مواد در ظرف قرار بگیرند و به جوش آیند.دخترش،ناله کرد و با ناشکیبایی منتظر ماند و در مورد کارهای پدرش در تعجب بود.

بعد از 20 دقیقه ،او چراغ خوراکپزی را خاموش کرد. سیب زمینی ها را از دیگچه بیرون آورد و و درون کاسه گذاشت. تخم مرغها را هم از درون دیگچه خارج کرد و درون کاسه ای گذاشت.سپس با ملاقه، قهوه را از ظرف بیرون آورد و درون فنجانی ریخت.

پدر رو به دخترش کرد و پرسید:

" دخترم،چه می بینی؟"

دختر با عجله پاسخ داد:

" سیب زمینی،تخم مرغ و قهوه."

پدر:" از نزدیکتر نگاه کن و سیب زمین ها را لمس کن."

دختر این کار را کرد و گفت که نرم شده اند.

پدر سپس از دخترش درخواست کرد که یکی از تخم مرغها را بردارد و آن را بشکند.بعد از شکستن پوست تخم مرغ،دختر متوجه شد که تخم مرغ ،جوشیده و سفت شده است.پدر از دخترش خواست که جرعه ای از قهوه را بنوشد.قهوه پر از عطر خاص خودش بود و خنده ای را بر لب او آورد.

دختر از پدرش پرسید: " پدر؛این کارها به چه معنا هستند؟"

پدر توضیح داد که سیب زمینی ها،تخم مرغها و دانه های قهوه،همگی در یک وضعیت مشابه قرار گرفته اند و آنها را درون آب جوش قرار داده ام. ولی هر کدام از آنها واکنش متفاوتی نشان داده اند.

سیب زمینی سخت و سفت و نرم نشدنی،در آب جوش،نرم و شل شده است.تخم مرغ ،شکننده بود که توسط پوسته اش از زرده و سفیده آبکی درون آن،محافظت می کرد .اما وقتی در آب جوش قرار گرفت،سفت و محکم شد.

دانه های قهوه ،خاص بودند.بعد از اینکه در آب جوش قرار گرفتند،آنها، آب را عوض کردند و چیز نویی بوجود آوردند.

پدر از دخترش پرسید: " تو کدامیک از اینهایی؟ وقتی که بدبختی به سراغت می آید،تو چطور واکنش نشان می دهی؟آیا تو سیب زمینی هستی،یا تخم مرغ و یا اینکه قهوه؟کدامیک؟"

مرد چوب بر راستگو

داستانهایی برای لیانا:

مرد چوب بر راستگو

مرد فقیر چوب بری در کنار رودخانه چوبی را با تبرش قطعه قطعه هی کرد. تبرش از دستش رها شد و بداخل رودخانه افتاد. آب رودخانه عمیق و زیاد بود و مرد چوب بر نمی توانست تبرش را از داخل رودخانه بیرون بیاورد. او خیلی هم فقیر بود و نمی توانست تبر دیگری بخرد.

مرد چوب بر خیلی غمگین شد. در همین موقع یک پری از داخل رودخانه بیرون آمد. پری در دستش یک تبر دسته طلایی داشت. پری به مرد چوب بر گفت: " این تبر توست؟"

مرد چوب بر گفت:

" نه اون تبر من نیست."

پری به داخل رودخانه رفت و یک تبر دسته  نقره ای آورد و از مرد چوب بر پرسید:

" این تبر توست؟"

مرد چوب بر دوباره گفت:

" نه این هم تبر من نیست"

بار سوم پری دریایی تبر دسته چوبی چوب بر را با خودش از آب بیرون آورد و پرسید:

" این تبر تو می باشد؟"

مرد چوب بر گفت:" بله. این این تبر دسته چوبی مال من است."

پری که از صداقت و راستگویی مرد چوب بر خوشش آمده بود،هر سه تبر را به مرد چوب بر داد و گفت این تبر دسته طلایی و تبر دسته نقره ای،جایزه راستگویی تو می باشد.

نکات جالب تاریخی و عمومی

نکات جالب تاریخی و عمومی

1. تعداد اتم های موجود در یک لیوان آب،بیشتر از تمام لیوان هایی است که با آب اقیانوس ها پر می شوند.

2. به اندازه نیمی از تمام انسانهایی که تا کنون بدنیا آمده اند،از بیماری مالاریا مرده اند.

3. به اندازه تمام افرادی که تا کنون در جهان به سن 65 سالگی رسیده اند،هم اکنون آدم 65 ساله وجود دارد.

4. دزدان دریایی ،چشم بند می بستند تا در تاریکی بهتر ببینند. هنگامی که آنها به طبقات پایین تر کشتیها می رفتند،می توانستند چشم بند را از روی چشمشان بردارند و می توانستند با آن چشم بهتر ببینند،زیرا آن چشم به تاریکی عادت کرده بوده و در حالی که چشم دیگر ،چند دقیقه زمان لازم دارد تا با وضعیت کم نوری پایین کشتی عادت کند.

5. هزاران سال بعد از اهلی کردن اسب ها،رکاب اختراع شد.

  1. 6.  در حدود 54 میلیون نفر هم اکنون زنده اند و تا 12 ماه دیگر خواهند مرد.
  2. 7.  ذرات بدن شما هر 7 سال یکبار جایگزین می شوند.بطور تحت الفظی می توان گفت که شما آدم هفت سال قبل نیستید.

8. وقتی که مادرتان بدنیا آمد،از قبل تخمی را که شما از آن بوجود آمده اید را با خود داشته است.

9. یک درخت به لحظ فیزیکی و عملکردی، نقطه مقابل ریه شماست.

10.بزها دارای مردمک چشم مستطیلی دارند.

مزیت های غذاهای ارگانیک

مزیت های غذاهای ارگانیک

چگونگی پرورش غذاهایی که می خورید،تاثیر بسیار مهمی بر بهداشت عمومی،روانی و مغزی شما و همچنین محیط زیست دارد.

-       غذاهای ارگانیک اغلب مزیتهای تغذیه ای بیشتری مانند دارا بودن آنتی اکسیدانتها نسبت به مواد غذایی مرسوم دارند.افرادی که دارای آلرژی به غذا،مواد شیمیایی،یا نگهدارنده های غذایی هستند،با مصرف غذاهای ارگانیک، علائم آنها کاهش می یابد.

-       محصول ارگانیک دارای مقادیر بسیار کمتری حشره کش است.مواد شیمیایی مانند قارچ کشها،علف کشها،و حشره کش ها،بطور وسیعی در کشاورزی مرسوم استفاده می شوند و پسماند آنها در غذایی که می خوریم،باقی می ماند.

-       غذاهای ارگانیک معمولا تازه تر هستند،زیرا آنها فاقد نگهدارنده های غذایی هستند تا ماندگاری آنها را افزایش دهد.

محصولات ارگانیک،معمولا در مزارع کوچک نزدیک محل زندگی شما(بسته به کشورهای مختلف،فرق می کند)تولید می شوند.

-       کشاورزی ارگانیک برای محیط زیست بهتر است. فعالیتهای کشاورزی ارگانیک،آلودگی را کاهش می دهد، آب را نگهداری می کند،فرسایش خاک را کاهش می دهد، حاصلخیزی خاک را افزایش می دهد، و انرژی کمتری مصرف می کند.همچنین کشاورزی بدون آفت کشها،برای پرندگان ،جانوران و مردمانی که در نزدیکی مزارع ارگانیک زندگی می کنند،بهتر و مناسب تر است.

نکاتی در مورد کشور عزیزمان ایران

نکاتی در مورد کشور عزیزمان ایران

1. ایران در زبان فارسی بمعنی سرزمین قوم آریا است.

2. اولین حضور ایران در مسابقات المپیک مربوط به شرکت ورزشکاران ایرانی در مسابقات المپیک 1948 است. از آن به بعد؛به جز  المپیکهای 1980 و 1984،ایران در بقیه المپیکها شرکت کرده است.ایران در مسابقات المپیک زمستانه از 1956 به بعد شرکت کرده است.

3. تقریبا 14.2% ایرانیان چاق هستند و از این نظر،ایران چهل و یکمین کشور چاق دنیاست.ساموآ با 75% جمعیت چاق،مقام اول را داراست. امریکا با 33.9% جمعیت چاق،مقام ششم در دنیا را داراست.

4. تهران،پایتخت ایران یکی از بدترین آلودگیهای هوا را داراست. تخمین زده می شود که روزانه 27 نفر در تهران بواسطه بیماریهای مرتبط با آلودگی هوا می میرند.

5. تقریبا نیمی از مساحت کشور ایران ،آب و هوای خشک بیابانی دارد. در این مناطق،سالانه کمتر از 15 میلیمتر بارش نفوذی وجود دارد.

6. ایران چهارمین کشور دارای منابع نفت است.

7. خلیج فارس 60% منابع نفت دنیا را داراست.ایران به تنهایی 125 میلیارد بشکه نفت دارد که 10% کل منابع نفتی دنیاست.

8. فقط در یک رودخانه ایران(کارون) آنهم به مقداری کوتاه ،می توان قایقرانی کرد.

9. ایران یکی از قدیمی ترین کشورها دارای تمدن در جهان است. قدمت سکونت در ایران به 4000 سال قبل از میلاد می رسد.

70%  جمعیت ایران در محدوده 30 سال سن دارند

 

 

چند نکته عجیب و جالب

چند نکته عجیب و جالب

1. در سال 1903 برادران رایت موفق شدند  به مدت 59 ثانیه پرواز کنند.38  سال بعد ،ژاپنی ها توانستند بند پرل هاربر را بمباران کنند. و 28 سال بعد از این،انسان توانست بر روی کره ماه قدم بگذارد.

2. زندگی کلئوپاترا؛ملکه مصر،به لحظ زمانی،به زمان نشستن انسان بر کره ماه نزدیکتر از زمان زندگی او با ساخت اهرام بزرگ مصر می باشد.

3. وقتی که زنبور نر به حداکثر لذت جنسی می رسد،بیضه هایش می ترکند و او می میرد.

4. یک انسان بالغ در بدنش یک تا 4 کیلو باکتری دارد.

5. اندازه قلب یک نهنگ آبی به اندازه یک ماشین فولکس است،بطوری که در بعضی از شریانهایش می توان شنا کرد.

6. تمام طلاهای کشف شده در دنیا ،هم اندازه یا اندکی بیشتر از یک مکعب 20*20*20 متر می باشد.

کلا 165000 تن طلا در تاریخ بشر،استخراج شده است(تا سال 2009) که به لحاظ حجم 8300 متر مکعب طلا ست یا مکعبی به ابعاد 20.4 متر.

ارگانیک به چه معناست؟

ارگانیک به چه معناست؟

لفظ ارگانیک،اشاره به شیوه ای است که محصولات کشاورزی، پرورش داده شده و فرآوری می شوند. در حالی که مقررات متنوعی در کشورهای مختلف وجود دارد،اما مفهوم کلی ارگانیک بدان معناست که محصولات ارگانیک باید بدون استفاده از آفت کش های شیمیایی،محصولات تراریخته،کودهای شیمیایی پایه نفتی و کودهای ناشی از فاضلابها پرورش داده شوند.

در پرورش دامهای ارگانیک برای تولید گوشت،تخم مرغ و لبنیات ؛آنها باید دسترسی آزاد به محیط بیرون داشته باشند  و غذای ارگانیک بخورند.به آنها نباید آنتی بیوتیک،هورمونهای رشد،یا محصولات ثانویه داد.

مزایای غذاهای ارگانیک

مزایای غذاهای ارگانیک

غذاهای ارگانیک در حال محبوب شدن در جهان هستند.اما ماهیت پر پیچ و خم برچسب ارگانیک،مزایا و ادعاها در مورد آن ،گیج کننده است.

آیا غذاهای ارگانیک واقعا برای سلامتی فیزیکی و روحی شما، بهتر هستند؟آیا محصولات تراریخته و حشره کشها،سبب سرطان و دیگر بیمارای ها هستند؟معنای برچسب های مختلف ارگانیک چیست؟ برای انتخاب محصولات ارگانیک ،این سوالات اساسی هستند.

نکاتی جالب در مورد کشور چین

نکاتی جالب در مورد کشور چین

1. چینی ها اولین کشوری هستند که از رکاب استفاده کردند.

2. اولین گونه "انسان ایستاده" معرف به "مرد پکنی" در چین یافت شده است . او 300000 تا 550000 سال قبل زندگی می کرده است.باور براین است که او طرز روشن کردن آتش را می دانسته است.

3. در نیمه اول قرن بیستم،شانگهای تنها بندری در جهان بود که یهودیان پناهنده و فراری از جنگ را بدون ویزا می پذیرفته است.

4. ریاضیات در چین،مستقل از ریاضیات یونان باستان توسعه یافته است و به همین دلیل تاریخدانان،اشتیاق زیادی برای مطالعه آن دارند. .

5. در 250 قبل از میلاد،فانوس های چینی نماد مهمی برای زندگی طولانی بود.بعدا این فانوس ها،نماد ثروت خانوادگی بودند و ثروتمندترین خانواده ها،فانوسهای بسیار بزرگی داشتند. این فانوسها را باید چند نفر جابجا می کردند و در جایشان قرار می دادند.

6. در دوران پادشاهی تانگ،از هر فرد تحصیل کرده،انتظار می رفت که در موقع درود گفتن و یا خداحافظی با افراد،متناسب با مکان،آن را با بیانی شاعرانه ادا کند.

7. شورش بوکسورها در شمال چین ،طی سالهای 1898 تا 1901 بر علیه میسیونرهای مسیحی ،دیپلماتهای خارجی،و تکنولوژی مدرن توسط یک گروه مخفی تحت عنوان" جامعه مشت زنان نیکوکار و هماهنگ" هدایت می شد. این نام را به این دلیل انتخاب کرده بودند که اعضایش،در هنرهای رزمی بدون سلاح ، بخوبی مهارت داشتند و همچنین شعائر دینی را پاس می داشتند.

دو دلاور(افسانه ایرلندی)

دو دلاور(افسانه ایرلندی)

نوشته: Dan Keding

روزگاری جنگی اتفاق افتاد و دو ارتش برای جنگ به سمت هم حرکت کردند.آنها جنگ را از برآمدن خورشید در افق دور در سمت مشرق تا غروب خورشید ، ادامه دادند.هنگامی که روز به پایان می رسید،فقط دو جنگاور باقی مانده بودند و در اطرافشان پر از رفقای کشته شده شان بود که روی جنازه ها پر از خون و گرد و غبار جنگ بود.

آن دو رودرروی همدیگر ایستادند،آنقدر از جنگ و کشتن خسته بودند که به زحمت تکان می خوردند.عاقبت یکی از آنان گفت:

"بیا تا صبح استراحت کنیم و پس از طلوع خورشید این جنگ را به پایان ببریم .آنموقع فقط یکی از ما خواهد ماند تا به خانه برگردد."

جنگاور دوم موافقت کرد.

پس از آن،آنها کلاهخودهای دندانه دار شان را درآوردند،سپرهای خود را از تسمه ها باز کردند و شمشیرهای خود را در غلاف شان گذاشتند.آنها در بین رفقای کشته شده خود  و فقط چند قدم دور از هم،دراز کشیدند.اما آنقدر خسته و کسل بودند که نمی توانستند بخوابند.این خستگی زیاد بود که داشت آنها را از پا درمی آورد. بعد از دقایقی،یکی از آن جنگاوران رو به دیگری کرد و گفت:

"من یک پسر دارم که در روستایمان با شمشیر چوبی بازی می کند. روزی بزرگ می شود و شبیه من خواهد شد."

جنگاور دیگر به حرفهای او گوش داد و عاقبت پاسخ داد:

"من در خانه یک دختر دارم و وقتی که به چشمهایش نگاه می کردم،جوانی های همسرم را در آن چشمها می دیدم."

دو جنگاور شروع به بیان قصه های زندگی خود کردند.از خانواده شان،روستایشان،همسایگانشان،داستانهای قدیمی وقتی که روی زانوان پدربزرگها و مادربزرگهایشان ؛وقتی که آنها هنوز جوان بودند؛نشسته بودند و به قصه های آنان گوش می دادند.در تمام طول شب آن دو با هم صحبت کردند تا خورشید خرامان خرامان از شرق پیدا شد.

آن دو به آرامی بلند شدند و کلاهخودهایشان را بر سر گذاشتند.آنها تسمه سپرهایشان را بستند و شمشیرهایشان را به کمر بستند. نگاه عمیقی به چشمهای همدیگر انداختند ، به آرامی شمشیرهایشان را در غلاف گذاشتند و هر کدام از آنها راه خانه شان را در پیش گرفتند.

(مادربزرگم می گفت تو وقتی که این قصه را بدانی،هیچوقت از هیچ فردی کینه و نفرت به دل راه نخواهی داد.)

نتایج تغییر اقلیم

نتایج تغییر اقلیم

تاثیرات آتی بالقوه تغییر اقلیم جهانی شامل آتش سوزهای تکرارشونده جنگلها و چمنزارهای طبیعی ،خشکسالیهای درازمدت در بعضی مناطق جهان و افزایش تعداد ،مدت و شدت توفانهای گرمسیری خواهد بود.

در حال حاضر تاثیرات زیست محیطی تغییر اقلیم قابل مشاهده است.یخچالهای طبیعی کوچکتر شده اند ،یخ روی رودخانه ها و دریاچه ها،زودتر ذوب می شود،محدوده گیاهان و جانوران تغییر مکان داده و درختان زودتر شکوفه می کنند.

تاثیراتی که دانشمندان در گذشته بواسطه تغییر اقلیم جهانی ،پیش بینی کرده بودند،اکنون آشکار شده اند: کاهش یخ دریاها،بالا رفتن سطح آب دریاها و افزایش تعداد و بلندی خیزاب های گرمایی.

نکاتی جالب در مورد کشور هندوستان

نکاتی جالب در مورد کشور هندوستان

1. نام رسمی هند،جمهوری هند است. نام "India" از کلمه Sindhu استخراج شده است.زیرا همسایگان فارس و عرب ،حرف s را h تلفظ می کردند و آن را سرزمین هندو ها می نامیدند.یونانیان آن را Indus می نامیدند.  Sindhu نام رودخانه Indus است ،که در متون ودا(سرودهای دینی هندوها)به آن اشاره شده است . Rig-Veda یکی از قدیمی ترین متون هندواروپایی موجود می باشد.

2. میوه ملی هند،مانگو نام دارد.پرنده ملی هند،طاووس است که سرمنشا زادوولد برای غذاست.

3. اغلب تاریخدانان معتقدند که اولین جراحی پلاستیک ثبت شده،در متون سانسکریت هندی یافت شده است.

4. زبان هندی و انگلیسی،دو زبان اداری هند هستند.همچنین، دولت هند،17 زبان دیگر (آسامی، بنگالی، گجراتی، نپالی، مانیپوری،کونکانی، , Kannada، کشمیری، مالایایی، ماراتی،اوریا،پنجاب، سانسکریت ، سندی،تامیل،تلاگو، و اردو)را به رسمیت می شناسد.بغیر از این زبانها،در حدود 1652 لهجه در کشور هند وجود دارد.

5. رودخانه ها نقش بسیار حیاتی در فرهنگ و فولکلور مردم هند دارا هستند.آنها بعنوان الهه مورد احترام و پرستش هستند،زیرا آنها آب به ارمغان می آورند که در غیر اینصورت ،زمین خشک خواهد بود.مخصوصا شستشو در رود گنگ اهمیت دارد ،زیرا بر این باورند که گناهان فرد،از او دور می شوند.

طنز: تنبیه دانش آموز

طنز: تنبیه دانش آموز

یک روز دختر بچه از مدرسه به خانه آمد و به مادرش گفت:
" مامان!مامان! من امروز بخاطر کاری که انجام نداده بودم تنبیه شدم."

مادر خیلی عصبانی شد و گفت: " من حتما فردا به مدرسه می آیم و در این مورد با مدیر مدرسه و معلم تو صحبت می کنم. حالا بگو بخاطر انجام ندادن چه کاری تنبیه شدی؟"

دختر بچه گفت: " مامان ؛من مشقامو ننوشته بودم."

طنز: اولیای دانش آموز

طنز: اولیای دانش آموز

پدر و مادر دانش آموزی از نمرات بسیار پایین و کم پسرشان،خیلی نومید بودند.

یک روز که پسر نمرات امتحانات نوبت اولش را آورد،شوهر با تاسف زیاد رو به همسرش کرد و گفت:

" تنها چیزی که موجب تسلی خاطر من از این نمرات مزخرف میشه،اینه که من مطمئنم پسرمان تقلب نکرده!!"

نوای صلح

نوای صلح

روزگاری یک شمشیر گرانبها وجود داشت.اکنون این شمشیر به پادشاهی بزرگ تعلق داشت و تا جایی که هر فردی می تواند بیاد بیاورد،شاه تمام وقتش را در کاخش می گذراند و از جشن ها و مهمانیهایش لذت می برد.

یک روز مشاجره سختی بین این شاه و شاه کشور همسایه اتفاق افتاد.این امر با اعلام جنگ از سوی هر دو ادامه یافت.

شمشیر گرانبها شدیدا از پیش بینی جنگ و اینکه اولین حضورش در جنگ خواهد بود، هیجان زده بود.او فکر می کرد که به همه نشان خواهد داد که چقدر شجاع و استثنایی است و شهرت او در سراسر پادشاهی منتشر خواهد یافت.شمشیر خودش را در خط اول جنگ مجسم کرد که برنده بیشتر جنگهاست.او تجسم کرد وقتی که آنها بهم می رسند،اولین درگیری اتفاق می افتد،و شمشیر نتیجه جنگ را دید.

آنچه او دید هیچ چیز معمولی مطابق آنچه او تصور کرده بود،نبود.هیچ شوالیه ی، پیروزی وجود نداشت،که با سلاحهای درخشانشان در زیر نور آفتاب حرکت کنند.در عوض،او  دید که تمام سلاحها شکسته شده و گروه گروه مردانی را دید که گرسنه و تشنه اند.همه چیز سخت بود و غذایی وجود نداشت.همه چیز پوشیده در گرد و خاک بود و از زخمها خون جاری بود و بوی مشمئز کننده کفن می آمد.

با دیدن این شرایط،شمشیر فهمید که جنگ و خونریزی را دوست ندارد.او مصمم شد که زندگی در صلح را برجنگ و نزاع ترجیح دهد و وقتش را صرف دفاع از صلح و آرامش نماید.

بنابراین،شب قبل از جنگ نهایی،شمشیر تلاش کرد تا راهی برای جلوگیری از ترک جایش ،پیدا کند.بعد از مدتی،شمشیر شروع به ارتعاش و لرزیدن کرد.اول فقط صدای وزوز کوتاهی می آمد،اما تدریجا بیشتر شد تا اینکه تبدیل به صدای دلخراش فلز شد.شمشیرها و سلاحهای سربازان از شمشیر شاه پرسیدند که این چیست؟

شمشیر شاه گفت: " من دوست ندارم فردا در میدان جنگ باشم. من جنگ را دوست ندارم."

یکی از شمشیرهای سربازان گفت: " هیچکدام از ما دوست ندارد،اما ما چه می توانیم بکنیم؟"

شمشیر شاه گفت: " شما هم شروع به ایجاد وزوز کنید تا این صداهای کم تبدیل به صدای کرکننده ای شود."

آنها اینکار را کردند.صدا آنقدر بلند بود که به اردوی دشمن رسید و سلاح های درون اردوی دشمن،که به همان اندازه از جنگ دلگیر بودند،به این اعتراض پیوستند.

صبح روز بعد،هنگامی که باید جنگ شروع می شد،حتی یک سرباز هم آماده جنگ نبود.هیچکدام از سربازان،ژنرالها و دو پادشاه حتی از خواب بلند نشده بودند.موقع غروب آفتاب آنها شروع به بیدار شدن کردند و تصمیم گرفتند که جنگ را به روز بعد موکول کنند.

شب مجددا،همه سلاح ها به فرماندهی شمشیر شاه،شروع به نواختن و تکرار آهنگ صلح کردند و مجددا هیچ سربازی نتوانست بخوابد و استراحت کند.در غروب هفتمین روز،دو پادشاه تصمیم گرفتند تا ملاقاتی داشته باشند و در مورد وضعیت بوجود آمده تصمیم گیری کنند. هر دوی آنها از نزاع قبل خیلی ناراحت و خشمگین بودند،اما بعد از قرارگیری در کنار هم و کمی صحبت در مورد شبهای بیخوابی شان،و دیدن تعجب در صورتهای سربازانشان،و ناراحتی شب و روزشان و وضعیتی که بوجود آمده ،ناگهان خندیدند و مانند دو دوست همدیگر را در بغل گرفتند و تصمیم گرفتند در همسایگی هم، با صلح و آشتی زندگی کنند.

آنها کشمکشهای گذشته خود را فراموش کردند  جنگ را به پایان رساندند. هر دو به کشورشان برگشتند و از اینکه جنگ را تمام کرده اند، لذت دوچندانی داشتند و دوباره دوستی همدیگر را بدست آوردند.

از آن به بعد ،هر چند وقت یکبار، همدیگر را ملاقات می کردند و از تجربیاتشان بعنوان پادشاه، با هم سخن می گفتند.

اکنون آنها فهمیده بودند،چیزهایی که آنها را بهم پیوند می زند بسیار بیشتر و قویتر از چیزهایی است که می خواهد آنها از هم جدا باشند.

گرمایش جهانی

گرمایش جهانی

گرمایش جهانی بمعنای افزایش دمای متوسط سطح زمین  و اقیانوس ها بدلیل انتشار گازهای گلخانه ای بواسطه استفاده از سوختهای فسیلی است.این گازهای گلخانه ای مانند دی اکسید کربن،و متان موجب جذب گرما می شوند که در غیر اینصورت (عدم وجود گازهای گلخانه ای)گرمای سطح زمین پراکنده می شود.

گرمایش جهانی ،در دو دهه اخیر بعنوان یکی از بزرگترین چالشهای زیست محیطی ظهور پیدا کرده است.

براساس گزارش ناسا،" متوسط افزایش دمای سطح زمین 0.6 تا 0.9 درجه سلسیوس در طی سالهای 1906 و 2005 بوده است و طی پنجاه سال اخیر، نرخ افزایش دما ،تقریبا دو برابر شده است.و بعلاوه دما بطور یقین افزایش خواهد داشت."

به نظر می رسد که نرخ افزایش دما افزایش خیلی بیشتری نسبت به قبل خواهد داشت.فعالیتهای بشری مانند سوختن سوختهای فسیلی،قطع درختان جنگلی،صنعتی شدن و افزایش جمعیت جزو فاکتورهای موثر در افزایش دمای سطح کره زمین می باشند.

نکات جالبی در مورد کشور هندوستان

نکات جالبی در مورد کشور هندوستان

1. موهانداس ک.گاندی(1869-1948)در سراسر جهان با عنوان مهاتما معروف است. مهاتما یک عنوان تجلیلی بمعنای روح بزرگ در سانسکریت؛زبان هند باستان می باشد.او زندگیش را فدای آزادی هند از قید قوانین انگلستان،به شیوه ای صلح آمیزو براساس مبارزات و سرپیچی های مدنی  نمود. روز تولدش در دوم اکتبر ،تعطیلی ملی در هند است.او در سال 1948 به قتل رسید.

2. انجیر هندی بعنوان سمبل نامیرایی و ابدیت معروف است و در افسانه ها و اسطوره های هندی زیادی از آن یاد شده است.درخت انجیر هندی که یک درخت خودتکثیر می باشد ،در هند بعنوان درخت ملی هند نامگذاری شده است.

3. کریکت که توسط انگلیسیها به هند آورده شده،محبوبترین ورزش هند است.هاکی بعنوان ورزش ملی هند است و تیم هاکی هند در سال 1928 برنده مدال طلای المپیک شده است.

4. برای جلوگیری از آلودگی عناصر چهارگانه زرتشتی (آتش،خاک،آب،هوا)پیروان زرتشتی در هند،مرده های خود را دفن نمی کنند،آنها را در برجهایی تحت عنوان " برج خاموشی" قرار می دهند تا کرکس ها آنها را بخورند و جایی آلوده نشود.بعدا،استخوانهای خشک به مرکز برج،جاروب می شوند.

5. گل همیشه بهار،برای تزئین مراسم ازدواج هندوها مورد استفاده قرار می گیرد و نماد بخت خوب و شادمانی هستند.

چه کسانی از گرمایش جهانی تاثیر می پذیرند؟

چه کسانی از گرمایش جهانی تاثیر می پذیرند؟

انسانها،حیوانات،گیاهان،آب و هوا،زمین و ... از گرمایش جهانی تاثیر خواهند پذیرفت.در حقیقت،بعضی از گونه های گیاهی و جانوری در آستانه انقراض قرار دارند. مطالعات مشخص کرده است که در حدود 15-37% از گونه های گیاهی و جانوری تا سال 2050 از روی کره زمین محو خواهند شد.از منظری نزدیکتر ،متوجه خواهید شد که تغییرات در الگوی آب و هوایی ،هم اکنون آشکار شده است،یخچالهای طبیعی در حال ذوب شدن هستند و سطح دریاها در حال بالا آمدن می باشد.کوتاه سخن اینکه ما هم اکنون در مسیر بزرگراهی قرار داریم که پر از بلایا و مشکلات شدید زیست محیطی است.

شعر کوتاه:تو را دارم

تو را دارم

 

شکرگزار خیلی چیزهایم

مشکلات کمی دارم

و یکی از آن بهترین ها

تو را دارم.

حقایق تاریخی

حقایق تاریخی

1. در قرن 16 کاخ اسکوریال متعلق به شاه فیلیپ دوم اسپانیا دارای 1200 درب داشت.

2. کاوشهای باستانشناسی از مقبره های مصر با قدمت 5000 قبل از میلاد،نشان می دهد که کودکان مصر باستان با اسباب بازی جوجه تیغی بازی می کرده اند.

3. در قرون 15 و 16 میلادی در کشور هلند و اسپانیا از ادرار برای شستشوی دندان ها استفاده می شده است.

4. ژولیوس سزار اولین کسی بود که مکاتبات و ارتباطاتش را رمزگذاری کرد که بعدا بعنوان رمز سزار معروف شد.

5. اولین اشاره به صابون،در سفالینه های سومریان و در حدود 2500 سال قبل از میلاد وجود دارد.صابون از آب،روغن درخت فلوس و قلیا بدست می آمد.

6. بریتانیای کبیر اولین کشوری بود که تمبر پستی را در اول ماه مه 1840 رواج داد.از این رو،تمبرهای بریتانیای کبیرتنها تمبرهایی در دنیا هستند که نام کشور مبدا را ندارند.

7. ناپلئون بناپارت یک نام ایتالیایی در مراسم نامگذاری تعمید وی است.او در جزیره کورسیکا بدنیا آمد، یک سال بعد از به مالکیت فرانسه درآمدن این جزیره.به همین دلیل ناپلئون از فرانسه نفرت داشت.

طنز:سگ

سگ

روزی یک فرد پستچی با یک سگ بزرگ و پسرکی رودررو شد.

پستچی از پسر پرسید: " آیا سگت گاز می گیرد؟"

پسرک جواب داد: " نه."

درست در همین موقع،سگ به پستچی حمله کرد و او را گاز گرفت.

پستچی فریاد زد و گفت: " تو گفتی که سگت گاز نمی گیرد."

پسرک جواب داد: " سگم گاز نمی گیرد. اما این ،سگ من نیست."

طنز:مقصر کیست؟

مقصر کیست؟

این داستان در مورد چهار فرد به نام های همه کس،یک کس،هرکس، و هیچکس است .

شغل خیلی مهمی وجود داشت و همه کس،مطمئن بود که یک کس می خواهد آن را انجام دهد.

هر کس توانست آن را انجام دهد ،اما هیچکس نتوانست.

یک کس از این موضوع خیلی ناراحت شد ،زیرا این کار همه کس بود.

همه کس فکر کرد که هرکس می تواند آن را انجام دهد،اما هیچکس فهمید که همه کس نمی خواهد آن را انجام دهد.

در پایان همه کس ،یک کس را مقصر دانست در هنگامی که هیچکس فهمید که همه کس نمی خواسته آن را انجام دهد.

طنز:  سه دوست

سه دوست

سه دوست، جراح، مهندس و سیاستمدار داشتند در مورد اینکه حرفه کدامیک از آنها قدیمی تر است،بحث می کردند.

جراح گفت:

" حوا از دنده آدم بوجود آمد که یک رویه جراحی است."

مهندس گفت:

" قبل از آدم و حوا،نظم از درون اغتشاش بوجود آمد که یک رویه مهندسی است."

سیاستمدار گفت:

" بله،اما فکر می کنید چه کسی اغتشاش را بوجود آورد؟"

درسی اخلاقی از نمایشنامه مکبث شکسپیر

(سالها پیش وقتی که دانش آموز مقطع راهنمایی بودم فیلم مکبث را دیده ام. بعدا کتابش را هم خواندم. و باز این نمایشنامه را بصورت فیلم دیده ام. در همه این ایام ،آن را نمایش  پیچیده ای یافته ام.)

درسی اخلاقی از نمایشنامه مکبث شکسپیر

-       " دست شما،زبانتان؛ شبیه گلی معصوم است،اما مار در زیرش پنهان است."

در سرتاسر مکبث شکسپیر،آدم ها و اشیا همانی نیستند که به نظر می رسند.نیرنگ در این نمایشنامه ، مخصوصا  در شخصیت های اصلی،همیشه حی و حاضر است.

-       مکبث و خانم مکبث: خانم مکبث ماهرترین آدم در ترغیب دیگران و مخصوصا همسرش است؛ در این باور که چیزها درست نیستند.در نقل قول بالا،در صحبت خانم مکبث با همسرش،بدرستی نشان می دهد که چه فریبکار و دودوزه بازی است.او به مکبث می گوید نگاه کن و عمل اصیلی انجام بده،اما شر و شیطان در درونت باشد.

 مکبث،آشکارا توسط همسرش هدایت می شود،اما همزمان در او جاه طلبی های  خودش و نیرنگ های گناهکارانه در کنار هم وجود دارند.مکبث ،بهترین دوستش بنکو،شاه دانکن و همچنین عموم مردم را می فریبد.

همچنین خانم مکبث و آقای مکبث کوشش می کنند تا خودشان را هم با حاشا کردن و توجیه عقلانی بفریبند.این خودفریبی منجر به اوضاع بسیار خطیری برای هر دوی آنها می شود. مکبث ،بیشتر و بیشتر به دروغگویی پناه می برد،زندگی را سخت و تحمل ناپذیر می کند.خانم مکبث هم گرفتار نیرنگ عمیق می شود و نهایتا خودش را می کشد.بنابراین،این امر آشکار است که شحصیت های اصلی نمایشنامه مکبث شکسپیر ،همگی تاثیر منفی بوسیله تکرار نقش نیرنگ باز خود را دارند.

در سراسر نمایشنامه،خانم مکبث ،توانایی خود را بکار می گیرد تا دیگران را به شیوه های مختلف گمراه کند.اولا، او تصمیم می گیرد نیرنگ را بکار گیرد تا جاه طلبی همسرش را به جلو براند تا بدین وسیله او شاه شود.

خانم مکبث بر این باور است که برای اینکه جاه طلبی همسرش موفق شود ،مکبث باید بر نیکی های خودش مهار بزند و شیوه های شیطانی همسرش را بپذیرد.خانم مکبث می داند که فرآیند باورمند کردن همسرش نسبت به آنچه او می خواهد ،آسان نیست.خانم مکبث ،زیرک و مکار است و رقابت طلب است. اندیشهِ بودن در رأس قدرت؛- شاه و ملکه اسکاتلند- ؛ او را به پیش می راند و او قادر به کنترل آن نیست.

خانم مکبث اغلب می خواهد باورهای فاسد و بدسیرت خودش را به همسرش تحمیل کند و بدین وسیله او را ترقی دهد.

نکاتی در مورد کشور چین

نکاتی در مورد کشور چین

1. در چین باستان ،و از منظر بودائیان و دائوایست ها به نیلوفر آبی بعنوان نماد پاکی و طهارت نگریسته می شد.

 peony گل صدتومانی(شاه گلها)نماد بهار بود،گل داودی سمبل عمر طولانی،و گل نرگس پیام آور بخت خوب بود.

2. در مدخل ورودی شهر ممنوعه دو مجسمه بزرگ شیر که یکی نر و دیگری ماده است،نگهبانی می دهند.

3. شهر ممنوعه به این دلیل این نام را دریافت کرد که اشخاص عادی و غیراشرافی،اجازه ورود به آن را نداشتند. هر فرد غیراشرافی که امپراتور را می دید،کشته می شد.

4. براساس یک افسانه چینی،ابریشم در 3000 سال قبل از میلاد بوسیله خانم ژی لینگ سویی همسر امپراتور هانگ دی کشف شد.وقتی که یک پیله کرم ابریشم بطور تصادفی بداخل فنجان چای داغ او افتاد؛نخ های نازک ابریشم در آب داغ از هم باز شدند و بدینوسیله ابریشم متولد شد.

5. قدیمی ترین برگ کاغذ ،در چین پیدا شده است و و به دو قرن قبل از میلاد برمی گردد.این کاغذها آنقدر بادوام بودند که  در بعضی مواقع برای درست کردن لباس یا حتی حباب چراغ از آنها استفاده می شده است.

طنز

طنز

یک خادم کلیسا بیمار شد و به بیمارستان رفت.یکی از دوستان خوبش که در کلیسا ،کشیش بود،به ملاقاتش رفت.

کشیش دید که تمام وسایل و دستگاه های پزشکی به خادم وصل هستند. کشیش کنار تخت زانو زد و مشغول دعا کردن شد.

خادم به دفتر یادداشت و خودکار روی میز اشاره کرد.کشیش دفتر یادداشت و خودکار را به خادم داد و خادم شروع به نوشتن کرد. در حین نوشتن،خادم به دیار باقی شتافت!

در مراسم خاکسپاری ،کشیش داوطلب شد که برای خادم کلیسا دعا کند.کشیش میکروفون را در دست گرفت و گفت:

" من نزد خادم بودم ،وقتی که او به دیار باقی شتافت.و آخرین حرفهایی کسی که عمری در کلیسا خدمت کرده،می تواند جالب باشد و من آخرین یادداشت این خادم کلیسا را دارم و آن را برایتان قرائت می کنم."

کشیش دستش را در جیبش کرد و دفترچه یادداشت را بیرون آورد و شروع به خواندن کرد:

" کشیش لطفا برخیز! تو روی لوله اکسیژن من زانو زدی!!"